سرگردون چرایی…

“تو که نازن‍ده بالا دلربایی/ تو که بی سرمَه چش‍مون سرمَه‌سایی تو که مُشکین دو گیسو در قفایی/ به مو گویی که سرگردون چرایی” …………………….…

چهل

این بار میخواهم بگویم که دوست دارم شبیه تو باشم. و بعد از بیست و دو سال زندگی، حالا که چهار سال است نیستی این…

در نیستی ما

راستش نمیدانم اینجا چه کار میکنم! میخواستم بیایم بنویسم از خودم؛ که هستم، از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بوده است و چطور پریده…